داستانک گاوصندوق مادربزرگ

گاوصندوق مادر بزرگ

در زمان های نه چندان دور که هنوز گاوصندوق ساخته نشده بود مادر بزرگ ها اشیاء قیمتی خود را در منزل و داخل صندوقچه نگهداری می کردند. که از چوب و فلز تهیه شده بود.همان صندوقچه برایشان به اندازه داشتن یک گاوصندوق امروزی ایجاد احساس امنیت می کرد. صندوقچه مادربزرگ خاطرات زیادی برای خیلی ها به یادگار گذاشته است. هر زمان چشممان به مادر بزرگ می افتاد لبخندی به  ما میزد ؛ دست در دست او میشدیم و گنجینه اسرارش را  برایمان باز می کرد و از خوراکی هایی مثل نقل و نبات داخل صندوقچه  پذیرایی می شدیم.صندوقچه ای که همان گاوصندوق مادربزرگ بود.

تمام دارایی مادر بزرگ در آن صندوقچه بود و همیشه درب آنرا قفل می کرد. صندوقچه مستطیل شکل  و چوبی بود و دربش به سمت بالا باز و رو به پایین بسته میشد. روکشی از فلز با نقش و نگارهایی زیبا داشت که چشم هر بیننده ای را نوازش می داد.صندوقچه مادربزرگ کنج اتاق مادربزرگ جا خوش کرده بود و بسیار هم به خانه مادر بزرگ می آمد. بر دیواره جلوی آن سه ردیف حلقه بر بدنه صندوق  قرار داشت که میله ای فلزی از میان آنها عبور می کرد و قفلی به شکل نیم دایره در آن حلقه ها جای می گرفت .

خاطرات صندوقچه مادربزرگ

مادر بزرگ هر بار که می خواست درب  صندوقچه را باز یا قفل کند کلید بزرگی را در آن می چرخاند; قفل و کلید به رنگ قهوه ای سوخته بود; کلیدی به طول بیست سانتيمتر که خطوطی به شکل مار پیچ به دور آن چرخیده بود; بندی به آن وصل بود که به گوشه روسری گل دار و نخی  مادر بزرگ گره خورده بود; او بلا فاصه بعد از قفل کردن ، كليد را در جیب داخلی پیراهن گلدارش می گذاشت; و گاهی برای اطمینان بیشتر سوزن قفلی را روی دهنه جیب خود میزد; تا دست هیچ سارقی به آن نرسد و اصلا کسی جرات نمی کرد به ان چپ نگاه کند.

خاطرات شیرینی كه هنوز ِیادآوری آنها ، روح انسان را نوازش می دهد;  يادش بخیر…

نگارنده : منفرد مدير فروش آركا

 

0/5 (0 Reviews)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *